«آزادی را نمیتوان ترور کرد»
«آزادی را نمیتوان ترور کرد»
«سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده میترسانی؟
ما گر ز سر بریده میترسیدیم
در محفل عاشقان نمیرقصیدیم»
سالهاست که در عرصه نوشتن و فعالیت رسانهای حضوری پیوسته دارم و در این مسیر کوشیدهام به اصول حرفهای، اخلاق روزنامهنگاری و مسئولیت اجتماعی پایبند باشم. در تمام این سالها، با همهسختیها و مشقات، تبعیضها و کاستیها، نه تنها دلسرد نشدم، بلکه با عشق به کار رسانهای و روزنامهنگاری و باور به نقش در تعالیم جامعه، راه خود را ادامه دادهام. اما امروز(در حدود 8 سال)، عدهای معلوم الحال با هویتهای پوشیده و نقابهای گوناگون، در قالب یک کانال تلگرامی با هدف خاص، اقدام به تخریب و ترور رسانهای شخصیت رسانهای بنده نمودهاند.
اقدامی ناجوانمردانه و غیراخلاقی که نهتنها با اصول رسانهای بیگانه است، بلکه برای ساکت کردن صداهایی است که مستقل میاندیشند و عمل میکنند.با این حال تا امروز سکوت کردهام؛ چرا که بر این باورم، گاه سکوت، رساترین فریاد است. اما اکنون ناگزیرم لب به سخن بگشایم، نه برای دفاع از خود، بلکه برای ثبت حقیقت. و در اینجا لازم میدانم که این حکایت را نقل کنم:«شغالی از شیر خواست تا با او بجنگد. شیر نپذیرفت. شغال گفت: نزد شغالان خواهم گفت که شیر از من ترسید. شیر پاسخ داد: سرزنش شغالان را خوشتر دارم، از اینکه شیران مرا به تمسخر گیرند که چرا با شغال مبارزه کردم.»و چه درست گفتهاند: «مشاجره با نادان و احمقها، ما را نیز نادان جلوه میدهد.» و برهمین اساس در مقابل این گونه اقدامات که بیشتر در راستای ترور شخصیتی و رسانهای بنده است اعلام میکنم: من همچنان به آزادی، کرامت انسانی و حق آزادی بیان ایمان دارم. میدانم که با تخریب، تهدید، ترور رسانهای و فشارهای پیدا و پنهان، نمیتوانند مسیری را که در آن قرار دارم، و به آن باور دارم که حقیقت، دیر یا زود خود را نشان خواهد داد و این سیاهی ماندنی نیست.شما که عموم مردم را فدای سودجوییهای فردی کردهاید و اخلاق را در مسیر جاهطلبیهای خود قربانی میکنید، بدانید که وجدان جمعی بیدار است. روزی خواهد رسید که مردم، پرده از چهره واقعیتان کنار خواهند زد و شرم، میراثتان خواهند شد.
این بیانیه را خطاب به افکار عمومی، سازمانهای حقوق بشری، انجمن مدافع آزادی مطبوعات و همکاران آزادهام مینویسم. باشد که صدایی باشد برای روزنامهنگارانی که بهرغم فشارها، همچنان به آگاهیبخشی و روشنگری جامعه وفادار ماندهاند.
«مدعی خواست كه از بیخ كند ریشه ماغافل از آنكه خدا هست در اندیشه ما»
فردین کمانگرروزنامه نگار








